تست

۳۰ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

از مهم ترین روابط مفهومی موجود در سطح واژگانی است.

۱- شمول معنایی (۱) :
این امکان وجود دارد که مفهومی بتواند یک یا چند مفهوم دیگر را شامل شود. در چنین شرایطی رابطۀ شمول معنایی مطرح می شود که رابطۀ میان یک مفهوم و مفهوم های تحت شمول آن است. برای مثال، مفهوم واژۀ «گل» مفهوم واژه های «لاله»، «سنبل»، «میخک» و جز آن را دربرمی گیرد. واژه ای که مفهومش، معنای واژه های دیگر را دربرمی گیرد، واژۀ شامل (۲) نامیده می شود و واژه های زیرمجموعة آن، زیرشمول (۳) به حساب می آیند. واژۀ زیرشمول نوعی از واژۀ شامل است. لازم به ذکر است که واژه‌ زیرشمول نوعی از واژه‌ شامل است. می توان به نمونه اثم و عدوان به معنی گناه و تجاوز در آیه ۸۵ سوره بقره اشاره کرد که در این نمونه، تجاوز نوعی گناه محسوب می-شود، گناه واژه شامل و تجاوز زیر شمول آن است. در نتیجه رابطه از نوع شمول معنایی است.

۲- جزء واژگی (۴)
جزء واژگی یکی دیگر از روابط مفهومی میان اقلام واژگانی است که رابطه کل به جزء را میان دو مفهوم نشان می دهد. این رابطه نیز همچون شمول معنایی نوعی رابطه سلسله مراتب است مانند رابطه دست با بازو، آرنج، مچ و دست که دست دوم شامل انگشت و ناخن می شود.
در اینجا مسأله همنام بودن مشاهده می شود و می توان آن ‌را جزء واژگی همنام نامید. درجزء واژگی برخلاف شمول معنایی واژه‌ای که جزء نامیده می‌شود جزئی از واژه‌ کل است. مثلاً انگشت جزئی از دست است و نه نوعی از آن. نکته دیگر این‌که گرچه ناخن به انگشت و انگشت به دست مرتبط است، اما منجر به همان نوع رابطه بین ناخن و دست نمی‌شود. یعنی نمی‌توان گفت ناخن جزء دست است (لوبنر، ۲۰۰۲:‌۹۷). جزء واژگی در اجزای غیرمادی هم وجود دارد مانند مراحل مختلف رشد که تولد، نوزادی، کودکی و .. جزء آن هستند.

۳- عضو واژگی (۵)
عضو واژگی یکی دیگر از انواع روابط مفهومی است که رابطه‌ میان واژه‌ای را به مثابه یک عضو نسبت به واژه دیگری نشان می دهد که به مجموعه‌ آن اعضا دلالت دارد. در این باره می‌‌توان به طور مثال از رابطه‌ اسب نسبت به گله یا درخت نسبت به جنگل سخن گفت، درخت عضو جنگل است.

۴- هم‌معنایی (ترادف) (۶)
هم‌معنایی یا ترادف، یکی از شناخته‌ شده‌ترین روابط مفهومی است. دو واژه هم‌معنا را می‌‌توان به جای یکدیگر به کار برد، گرچه هم معنائی مطلق وجود ندارد (پالمر، ۱۳۷۴: ۱۱۴ـ۱۰۷). دو واژه به اصطلاح هم‌معنی ممکن است در رابطه شمول معنایی با یکدیگر باشند؛ به این معنی که یکی واژه‌ شامل و دیگری واژه‌ زیر شمول به حساب‌ آید. مانند ماشین و اتومبیل که گرچه مترادف هستند، اما ماشین واژه شامل به حساب می‌آید.
دو واژه هم‌معنی ممکن است به دلیل واژه‌های همنشین نتوانند جانشین یکدیگر شوند. به عبارت دقیق‌تر این امکان وجود دارد که چنین واژه‌هایی کاربرد متفاوتی داشته باشند مانند خانه و منزل. این امکان وجود دارد که واژه‌های به اصطلاح هم‌معنی به گونه‌های زبانی مختلفی تعلق داشته باشند. به عنوان نمونه در گونه فارسی شیرازی به سیب‌زمینی، آلو گفته می‌شود. اما نمی‌توان آلو را جانشین سیب‌زمینی در سایر گونه‌ها کرد. این امکان را نباید از نظر دور داشت که واژه‌های به اصطلاح هم‌معنی ممکن است از نظر عاطفی با یکدیگر تفاوت داشته باشند، مانند قد بلند، دراز و رشید. به طور کل می‌‌توان هم‌معنایی را به سه دسته بافت مقید، تحلیلی و ضمنی تقسیم کرد. این رابطه یکی از پرکاربردترین موارد مشاهده شده در اکثر بافت های زبانی است. از این دست می-توان به مورد ذله و مسکنه اشاره کرد که هر دو تقریباً به یک معنا هستند. در این نوع باهم آیی مشاهده می شود که در افاده مفهوم دلخواه به یک کلمه قناعت نمی شود و کلمه دوم در جهت تکمیل معنای کلمه اول آورده می شود تا مفهوم دلخواه بهتر و مکمل گردد. این گونه باهم آیی ها گاه برای تاکید به کار برده می شوند: در سوره طه آیه ۷۷: تخاف و تخشی و گاه جهت پرهیز از تکرار از ترادف استفاده می شود مانند «رحمت و نعماء» در سوره هود آیه ۱۱ و ۱۰)

۵- تقابل معنایی (۷)
اصطلاح تقابل معنایی هنگام بحث درباره‌ مفاهیم متقابل یا در اصطلاح سنتی، معانی متضاد واژه‌ها به کار می‌رود. اما تضاد صرفاً گونه‌ای از تقابل به حساب می‌آید. و تقابل انواع مختلفی دارد:
-تقابل مدرج (۸): مفهوم چنین واژه هایی در ارتباط با امکان درجه بندی شان بررسی می شود. یکی از ملاک های صوری این تقابل ها، کاربرد آن ها به صورت تفضیلی در نمونه هایی نظیر «…. پیرتر از ….. است» می باشد. در چنین شرایطی نفی یکی از واژه های متقابل، اثبات واژۀ دیگر نیست. برای نمونه «هوشنگ پیر نیست» به طور ضروری به این معنی نیست که «هوشنگ جوان است».

-تقابل مکمل (۹): در این تقابل، نفی یکی از دو واژۀ متقابل، اثبات واژۀ دیگر است. برای نمونه «هوشنگ زنده نیست» به طور الزامی به این معنی است که «هوشنگ مرده است». نشانه مشخص این نوع باهم آیی ها در این است که به هیچ عنوان نمی توان آن ها را درجه بندی کرد در نتیجه از نظر خصوصیت در مقابل نوع مدرج قرار می گیرند.

-تقابل دوسویه (۱۰): این دسته از متقابل ها در رابطۀ دو سویه با یکدیگرند؛ به این معنی که اگر «مریم زن هوشنگ» باشد، پس «هوشنگ شوهر مریم است». در این باره، می توان نمونه هایی نظیر «خرید/فروش»، «زن/شوهر»، «زد/خورد» و موارد مشابه را مثال زد. در این نوع تقابل ارتباط محمکی از نوع دوطرفه میان دو واژه برقرار است و نوعی وابستگی دوسویه بین دو واژه هم آیند شده وجود دارد. نام این دسته از تقابل ها به پیروی از پالمر انتخاب شده است و اصطلاحی که لاینز برای اینگونه تقابل ها برگزیده است «وارونگی» است (صفوی، ۱۳۶۹: ۱۰۷-۱۰۸).

-تقابل جهتی (۱۱): در این گونه جفت های هم آیند شده، حرکتی به صورت جهت وار از سوی گوینده یا شنونده وجود دارد. مانند رفتن، آمدن و ارسال داشتن، دریافت داشتن. این تقابل نخستین بار توسط فیلمور بکار برده شد (همان:۱۰۸-۱۰۹).

- تقابل خطی: واژه هایی مانند شمال، جنوب، شرق و غرب که در جهتی خطی به دنبال یکدیگر ذکر می شوند باهم آیی های خطی را بوجود می آورند. در این دسته از هم آیندها گاه بیش از دو واژه جهت تشکیل باهم آیی وجود دارد که هر کدام از واژه ها با دو واژه دیگر در تقابل خطی قرار می گیرند. به عنوان مثال «شمال» در تقابل خطی با «شرق» و «غرب» قرار می گیرد و عضو چهارم (جنوب) در تقابل مکمل با عضو اول (شمال) قرار می-گیرد. جهت های بالا، پایین، جلو و عقب نیز تقابلی از نوع خطی را دارا هستند (همان: ۱۰۹)

- تقابل متقاطر: در این گونه از تقابل علاوه بر موقعیت فیزیکی اشیا در مکان، می توان روابط خانوادگی را نیز مطرح کرد. تقابل خطی را نیز می توان در این مجموعه ها نشان داد. روابط خانوادگی را می توان در این دسته جای داد. صفوی نتیجه می گیرد که تقابل های خطی و متقاطر تنها زمانی مطرح هستند که ما با مجموعه ای از واژه ها سروکار داریم (همان:۱۰۹ -۱۱۰).

-تقابل ضمنی (۱۲): در این دسته از واژه های متقابل، ویژگی یی برای هر واژه درنظر گرفته شده است که می تواند جزء شرایط لازم و کافی مفهوم آن واژه نیز نباشد. این ویژگی در تقابل با ویژگی یی قرار می گیرد که برای واژۀ دوم درنظر گرفته شده است و به این ترتیب، دو واژۀ مذکور در معنی ضمنی خود در تقابل با یکدیگر قرار می-گیرند. می توان به نمونه هایی مانند «فیل و فنجان» و «کارد و پنیر» اشاره کرد.
-تقابل معنایی (۱۳): نوعی تقابل معنایی است که میان مفهوم چند واژه در یک حوزه‌ معنایی پدید می‌آید و در آن نفی یکی از آن‌ها تایید دیگر اعضای این حوزه است. خود به دو دسته تباین متناظر مثل شمال و جنوب و تباین خطی تقسیم می‌شود. تباین خطی به دو نوع تباین ردیفی مثل «گرم / ولرم / سرد» که ترتیبی از واژه‌های متباین است که در دو سوی ابتدا و انتها‌یشان دو واژه‌ی متقابل قرار گرفته باشند و تباین مدور مثل ایام هفته تقسیم می‌شود.

- تقابل واژگانی: منظور از این نوع تقابل، واژگانی هستند که در کلیه صورت های آوایی و تعداد واج ها با یکدیگر شباهت دارند و تنها تفاوت آن ها به لحاظ صوری در این است که برای تبدیل شدن به دو واژه با معنای مخالف یکدیگر، یکی از این واژگان همنشین شده تکواژهای منفی ساز مانند «نا»، «بی»، «غیر» را می گیرد و تبدیل به کلمه با معنای منفی می شود. افزودن این پیشوندها گاهی بدون ایجاد تغییر در واژه پایه و گاه با تغییر در آن همراه است.

- تقابل مرتبه: در این نوع تقابل با واژه هایی سروکار داریم که تنها در یک بعد معنا با هم تفاوت دارند و به صورت ردیفی نیز قرار می گیرند. این تقابل بر اساس معیار غیرپیوسته عمل می کند و غیرمدرج است (لاینز:۱۹۸۷، ۲۹۰). کروز (۱۹۹۵: ۱۹۲) معتقد است شاید مهم ترین مجموعه مرتبه ها، مجموعه اعدا طبیعی باشند.

۶- رابطه وسیله و ابزار
در این نوع رابطه یکی از واژه‌ها یک وسیله می‌باشد که عموماً در مکان خاصی وجود دارد. مثل یخچال / آشپزخانه، یا ابزاری است که در کاری به کار می‌رود، مثل چکش / نجاری (ایزانلو، ۱۳۸ و ۶۲).

۷- رابطه‌ جنسی
این رابطه، رابطه‌ معنایی میان واژه‌هایی است که یکی به عنوان ماده‌ سازنده‌ دیگری تعریف می‌شود. البته بسیاری اشیا به اشکال و جنس‌های متفاوتی وجود دارد برای مثال صندلی از جنس چوبی وجود دارد و نیز از جنس آهنی و … اما بسیاری از چیزها مانند نان، تنها از جنس خمیر ساخته می‌شوند. البته بسیاری از پژوهشگران برای این مقوله دسته بندی مجزایی درنظر نمی گیرند و این را هم در زیر طبقه صفتی ها در نظر می گیرند.

۸- رابطه مکانی
رابطه بسیاری از واژه‌ها از نوع مکانی می باشد. معمولاً پدیده‌ای فیزیکی مانند صندلی برای امر خاصی مثل محل نشستن به کار می‌رود یا این که اتاق محل زندگی یا سکونت است و … رابطه‌ مکانی زیربخش هایی هم دارد.
ـ رابطه‌ بالاتری: برای نشان دادن ارتباط جفت‌ واژه‌هایی است که یکی از آن‌ها از لحاظ موقعیت مکانی بالاتر از واژه‌ی دیگر قرار می‌گیرد. مانند ابرو بالای چشم. همان‌طور که می‌بینید ذکر موقعیت بالاتری یک مفهوم نسبت به دیگری برای ارائه تعریف جامع از آن الزامی است.
ـ رابطه‌‌ درون: نشان می‌دهد چیزی درون دیگری است. مثل ارتباط شکم و معده. این رابطه ظرف و مظروف هم خوانده می‌شود.
ـ رابط‌ محل خروج: مثل دود و دودکش.
ـ رابطه کنار: به نزدیکی مکانی دو مفهوم اشاره می‌کند. مثل رابطه ساحل و دریا.
ـ رابطه‌ محل کار: در این رابطه یک واژه به عنوان مکانی معرفی می‌شود که به منظور کار معینی به کار می‌رود. مثل پرستار / بیمارستان.
ـ رابطه دور: برای جفت‌هایی مثل انگشتر / انگشت، دستبند / دست و معنای یکی از واژه‌ها به وسیله موقعیت مکانی و فضایی ویژه نسبت به واژه دیگر مشخص می‌شود.
از جمله موارد رابطه مکانی می توان به صفا و مروه در آیه ۱۵۸ سوره بقره اشاره کرد که رابطه آن ها از نوع کنار است.

۹-رابطه علی
در این نوع با هم آیی، یکی از واژگان هم آیند علتی برای واژة هم آیند دیگر است. به بیان دیگر، علیت رابطه بین یک رویداد (علت) و رویدادی دوم (اثر یا معلول) است که در آن رویداد دوم نتیجه رویداد نخست است و وجود همین رابطه است که سبب شکل گیری با هم آیی واژگانی از نوع علّی می شود. اصل علت و معلول، در واژگان زیادی مشاهده می‌شود. یعنی یک واژه از دو واژه باهمایند علت دیگری محسوب می شود، مثل رابطه‌ میکروب با بیماری. رابطه منّا و اذی در آیه ۲۶۲ و ۲۶۴ سوره بقره از این دست است. می توان گفت منت باعث اذیت و آزار می شود.

۱۰-رابطه صفتی (اسنادی)
در این نوع باهم آیی، صفتی در کنار اسم همنشین می شود و آن اسم را توصیف و محدود می کند. این صفت گاه به صورت صفت عددی ذکر می شود و گاه صفتی است که تنها مختص به یک اسم ویژه است و در کنار دیگر اسامی امکان وقوع ندارد. این نوع باهم آیی دسته دیگری از هم آیندها را در زیرمجموعه خود جای می دهد که اسنادی نامیده می شود.
ید بیضا به معنای دست سفید و روشن است که یکی از معجزات حضرت موسی (ع) محسوب می-شود. موسی (ع) در برابر جادوگران دست در گریبان فرو می برد و از گریبانش فروغی شبیه به نور آفتاب ساطع می شد که به منزله معجزه او بود و به ید بیضا معروف شد. صفت «بیضاء» به عنوان مقوله صفت در کنار اسم «ید» در معنای دست باهم آیی صفتی می سازد. بسیاری از سوره های قرآن از جمله القصص، سوره النمل، سوره طه، سوره الاعراف و سوره الذاریات از این باهم آیی صفتی استفاده کرده است.
روابط اسنادی توصیف کلمات هستند، مثل راحت برای صندلی (کارول، ۲۰۰۸: ۱۰۸). یکی از مهم‌ترین زیر‌بخش‌های رابطه اسنادی رابطه بودن است که برای جفت‌هایی است که یک واژه صفت و واژه دیگر اسمی است که از طریق فرایندهای اشتقاقی بدست آمده است. مانند ناامیدی، بزرگی، کوچکی، پاکیزگی، خساست، حسادت، رفاقت و … . برای نمونه حسادت به معنای حسود بودن و رفاقت، رفیق بودن و … می‌باشد. می‌توان اجزاء مشخصه‌های تعریف کننده‌ اسامی را نیز از این نوع رابطه مثل قناری / زرد قرقی / شکاری و … قرار داد. باهم آیی کلمات رحمن و رحیم، سمیع و علیم و تواب رحیم، از این دست هستند که همگی از صفات خداوند نیز محسوب می شوند.

۱۱- باهم آیی حوزه ای:
زمانی که دو یا چند کلمه اجزایی از یک حوزه با دامنه معنایی یکسان هستند مانند زمین، ماه، خورشید، مریخ، ستاره و جز آن که زیر مجموعۀ کلمۀ شاملی مثل اجرام سماوی قرار می گیرند. این نوع باهم آیی از ارتباط واژگان مربوط به یک مجموعۀ منظم و با ترتیب خاص حاصل می شود بنابراین نام حوزه ای برای این مجموعه برگزیده ایم.

۱۲-رابطه زمان
رابطه زمان برای جفت‌‌هایی به کار می‌رود که یکی از آن‌ها زمان انجام یا رخ دادن واژه‌ی دیگری باشد. مثل صبح / صبحانه، شب / شام یا ظهر / ناهار. رابطه باهمایند شهر رمضان و انزل فیه قرآن، از نوع رابطه زمانی است، یعنی ماه رمضان زمانی است که قرآن در آن نازل شده است.

۱۳- رابطه نیاز
رابطه بسیاری از مفاهیم با همدیگر از نوع نیاز است. مانند خواب و خوراک و پوشاک برای انسان. در این رابطه ارتباط دو واژه بسیار نزدیک و وابسته به هم می‌باشد. برای نمونه انسان بدون خوراک نمی‌تواند زندگی کند.

۱۴- رابطه نقشی
رابطه نقشی رابطه‌ای است که در آن واژه پاسخ، کاری با واژه محرک انجام می‌دهد. مثل نشستن برای صندلی (کارول، ۲۰۰۸: ۱۰۸).

۱۵- باهم آیی حجمی
در این نوع باهم آیی، یکی از واژگان هم آیند حکم ظرف را پیدا می کند و واژة هم آیند دیگر حکم مظروف دارد. گویی چیزی داخل چیزی دیگر قرار می گیرد. در این نوع باهم آیی، مفهوم یکی از واژه های هم آیند، به مثابة حجمی است که مفهوم واژة هم آیند دیگر را دربرمی گیرد. به عبارت دیگر، نوعی فضا و حجم انتزاعی در هم-آیندها مشاهده می شود، مانند باهم آیی «کیف و کتاب». «کتاب» درون «کیف» که دارای حجم و گنجایش و فضا است، جای می گیرد.

۱۶- باهم آیی وابستگی یک سویه
در این نوع باهم آیی، مقصود از «وابستگی» این است که مفهوم یکی از واژه های هم آیند از نظر ماهیت وجودی و نیز حیات وابسته به مفهوم واژة هم آیند دیگر است. به عنوان مثال در باهم آیی «نخ و پنبه»، «پنبه» از نظر وجودی وابسته به «نخ» است. به بیانی دیگر، نخ از پنبه تشکیل شده است. منظور از «یک سویه» این است که این رابطة وابستگی میان دو واژة هم آیند، یک طرفه یا یک سویه است. در مثال ذکرشده، نخ از پنبه تشکیل شده است و عکس آن صادق نیست.

۱۷-باهم آیی تداعی آوایی:
در این نوع تداعی بر حسب تشابه در سطح هجا یا واج، نوعی باهم آیی به وجود می آید (صفوی، ۱۳۸۲: ۱۱). در این نوع تداعی، تکرار یک هجا مشاهده می شود.

۱۸- باهم آیی حجمی:
در این نوع باهم آیی، یکی از واژگان هم آیند حکم ظرف را پیدا می کند و واژة هم آیند دیگر حکم مظروف دارد. در این نوع باهم آیی، مفهوم یکی از واژه های هم آیند به مثابة حجمی است که مفهوم واژة هم آیند دیگر را دربرمی گیرد (ابراهیمی: ۱۳۹۱: ۶۹).

۱۹- باهم آیی های نبوی (نام پیامبران، معجزات پیامبران و فرشتگان)
در این نوع باهم آیی ها، گاهی یکی از واژگان هم آیند، نام پیامبری الهی است و واژة هم آیند دیگر، معجزة وی و یا برجسته ترین ویژگی عمر پیامبری او است که سرگذشت آن پیامبر در قرآن آمده است. این واژگان هم آیند به دلیل این که بیانگر نام پیامبر و معجزة وی و یا بارزترین ویژگی دوران پیامبری او هستند همواره در کنار هم ذکر می شوند، به طوری که ذکر نام آن پیامبر؛ معجزة وی و یا آن ویژگی برجسته را به دنبال دارد و نیز بیان معجزه یا آن ویژگی برجسته، نام آن پیامبر را به همراه دارد. از دیگر باهم آیی های نبوی ذکر کردن اسامی پیامبران مانند یعقوب و اسحاق در کنار یکدیگر است. این گونه اسامی علاوه بر اینکه جزء باهم آیی های نبوی قرار دارند، در دسته باهم آیی های رابطه ای و یا حوزه ای نیز قرار می گیرند.
نمونه ای از این نوع باهم آیی که در سوره های گوناگون قرآن کریم به وفور استفاده شده است، نفخ فی الصور است که در فارسی مترجم معادل صور اسرافیل را برای آن برگزیده است. اسرافیل یکی از چهار فرشته مقرب درگاه خدا و معروف به نام های فرشته صور، ملک بعث (مهذب الاساء) حامل عرش و صاحب نفخ صور است که قبل از همه فرشتگان به آدم سجده کرد (قاموس الاعلام الترکی). صور، بوق یا شاخ عظیمی است که وقتی رستاخیز پیش آید اسرافیل در آن بدمد و با دمیدن نخستین، همه مردم بمیرند (زمر: ۶۸). در قرآن کریم در ده جا «نفخه صور» آمده و در سیزده جا «صیحه» استعمال شده است.

۲۰- مضاعف سازی (۱۴)
به تکرار کامل یا ناقص پایه، مضاعف سازی یا دوگان سازی گفته می شود (کاتامبا، ۱۹۹۳: ۱۶۳). برخی این فرآیند را زیر مجموعه رابطه آوایی می دانند. در مضاعف سازی کامل کل پایه تکرار می شود و در مضاعف سازی ناقص، تنها یک یا دو هجا از یک پایه چند هجایی تکرار می شود.

۲۱- اتباع
این رابطه نیز از زیر مجموعه روابط آوایی محسوب می شود. در این مورد دو جزء همیشه با هم می آیند که یکی از آن ها معنادار است، اما معمولاً جزء دوم بی معنا است و از مجموع آن ها یک مفهوم کلی برداشت می شود.
—————————————
۰۱- hyponymy
01- superordinate
03- hyponym
04- Meronymy
05- Member-collection
06- Synonymy
07- Semantic opposition
08- gradable opposition
09- complementary opposition
10- symmetrical opposition
11- directional opposition
12- connotational opposition
13- Semantic contrast
14- Reduplication

 

Categories: دسته‌بندی نشده Tags:

همایش پایان سال تحصیلی

۲۳ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

در گذر ایام، سال تحصیلی ۹۲-۹۳ نیز به پایان رسید؛ و قلبهایمان در تب و تاب خداحافظی با دختران خوب و مهربانمان است. دخترانی که با برق نگاهشان، گرمی دستانشان و مهربانی قلبشان هر صبح به استقبالمان می امدند و با لبخندی زیبا بدرقه مان می کردند.

از دختران عزیز و مادران گرانقدر دعوت می شود در مراسم روز یکشنبه ۱۳۹۳/۳/۲۵ راس ساعت ۹ صبح با حضور پر شور و نشاط خود رونق بخش برنامه ما باشید.

عنوان ویژه برنامه ها:

- اهدا کارنامه ها
- تجلیل ار برگزیدگان مسابقات قرآن، احکام، حجاب برتر، کتابخوانی، خوشنویسی و جشنواره جابر بن حیان
- حضور در ایستگاه عکس یادگاری با اهدای عکس دسته جمعی
- ثبت نام کلاسهای تابستانی
- نحوه ثبت نام سال آینده

مکان: انتهای دانشجوی ۸ – دبیرستان مهشید مصلی نژاد

جهت ارائه برنامه مطلوب، حضور به موقع عزیزان راس ساعت مزید امتنان خواهد بود

Categories: اخبار Tags:

بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین

۲۲ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه


ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم :: از پرده دل راز نگهدار تو باشم
«معراج من آن بس که چو خار سر دیوار :: از دور تماشاگر گلزار تو باشم»
دستم تهی و نیست کلافی به بساطم :: تابر سر بازار خریدار تو باشم
یک عمر به دنبال امان بودم و صحت :: منت نِه و بگذار که بیمار تو باشم
ای سایه لطفت همه جا روی سرمن :: بگذار که در سایه دیوار تو باشم
ای کاش شبی آید و در جامع سهله :: با چشم دلم زائر رخسار تو باشم

Categories: مختلف Tags:

بازدید از آسایشگاه معلولین شهید فیاض بخش

۱۴ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ما با هدایایمان به دیدارشان رفتیم و آنها با نگاه مهربانشان به استقبالمان آمدند. اگرچه جسمشان معیوب بود، اما با قلبهای بزرگ و دستان شکرگزارشان به ما درس زندگی دادند. بارالها، نفس نفس، شکرگزار نعمتهای بی پایانت هستیم. خداجون به پاس همه نعمتهایت سپاسگذارم. امروز نگاهم به زندگی تغییر کرده و قدر خانواده ام را میدانم. دستها، پاها جسم و روح سالمم امانتی هستند از خالق مهربانم. من یاد گرفتم زندگی زیباست و شاپرک خوشبختی دست یافتنی است، اگر با خدا باشم.

654
321

دانش آموزان و کم تحرکی

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

این اینفوگرافیک به مقایسه میزان تحرک دانش آموزان در گذر زمان می پردازد. با پیشرفت زمان و استفاده دانش آموزان از خودروی شخصی برای جابجایی به مدرسه خود، آمار چاقی در دانش آموزان رو به افزایش است. درین تصویر داده نما، وضعیت دانش آموزان از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۰۹ در زمینه کم تحرکی نوجوانان بررسی شده است.

fatness
برای نمایش در اندازه بزرگتر کلیک کنید
[منبع: سایت اینفورگرافیک]

Categories: مختلف Tags: